فصل چهارم - عزل قیم قانون امور حسبی
محجور ممیز میتواند از قیم برای ندادن هزینه و کوتاهی او در تربیت و نگاهداری خود شکایت نماید در اینصورت هرگاه دادگاه شکایت را وارد دید دستوری که مناسب است میدهد و قیم باید بر طبق آن دستور عمل کند.
مفاد این ماده در موردی که دادستان کوتاهی قیم را در تربیت و نگاهداری محجور و دادن هزینه او به دادگاه اطلاع بدهد اجرا خواهد شد.
محجور و هر ذیعلاقهای میتوانند به دادستان وجود سبب عزل قیم را اطلاع دهند در اینصورت اگر دادستان سبب عزل را موجود دید از دادگاه درخواست عزل قیم را مینماید.
برای رسیدگی به درخواست عزل قیم، باید قیم و در صورت لزوم دادستان احضار شوند و حکمی که راجع به عزل صادر میشود باید مدلل و موجه باشد.
قیم از تصمیم دادگاه راجع به عزل خود و دادستان از رد درخواست عزل قیم میتوانند پژوهش بخواهند و مادامی که تکلیف قطعی معین نشده امور صغیر به وسیله دادستان یا قیمی که موقتاً برای محجور معین میشود انجام خواهد شد.
تفسیر ماده 99 قانون امور حسبی:
تا زمانی که نسبت به موضوع عزل قیم تعیین تکلیف نگردیده و در صورت عدم تعیین قیم موقت، دادستان میتواند رأساً امور مربوط به محجور را انجام دهد.
اعمال قیم بعد از ابلاغ حکم عزل او نافذ نیست.
تفسیر ماده 100 قانون امور حسبی:
حکم عزل قیم، تاسیسی و ناظر به آینده است و مطابق با ماده 100 قانون امور حسبی، از هنگامی که حکم عزل به قیم ابلاغ گردد، اعمال وی از درجه اعتبار ساقط میگردد.
در مورد ماده 1244 قانون مدنی اگر قیم قبل از تعیین شخص دیگری به جای او صورتحساب را فرستاده یا معلوم شود که تأخیر در فرستادن صورت حساب به واسطه عذر موجه بوده است ممکن است همان شخص را به قیمومت ابقاء یا مجدداً او را به قیمومت معین نمود.
محجور میتواند در موارد رفع حجر اعلام خروج از قیمومت را از دادگاه بخواهد و دادگاه پس از رسیدگی و احراز موجب رفع حجر خروج محجور را از تحت قیمومت اعلام مینماید.