نکات کلیدی در تنظیم دادخواست کداماند؟
نکات کلیدی در تنظیم دادخواست
مهسا باقری | وکیل پایه یک دادگستری
مفهوم حقوقی دادخواست
واژه دادخواست از منظر لغوی به معنای طلب عدل و داد کردن، دادخواهی کردن و … میباشد. از منظر علم حقوق، دادخواست سند یا برگهای است که به وسیله آن دعوا یا ادعایی توسط خواهان، با ذکر مشخصات خوانده دعوا و همچنین ارائه دلایل و مستندات مُثبِتِ ادعا در دادگاه حقوقی صالح مطرح میگردد. به دلالت اصل سی و چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دادخواهی حق مسلم هر فردی است و این امکان برای افراد وجود دارد تا به موجب قانون جهت احقاق حقوق خویش به دادگاه مراجعه نمایند. فلذا جهت طرح دعوا در دادگاه حقوقی (دعاوی مانند مطالبه وجه، الزام به تنظیم سند رسمی، الزام به تحویل مبیع، پرداخت اجور معوقه و ...) خواهان دعوا (فردی که دعوا را مطرح مینماید) میبایست دادخواستی را وفق ادعای خویش، مطرح و تقدیم دادگاه صالح نماید. جهت تنظیم دادخواست، حتماً میبایست موارد مندرج در قانون، رعایت گردیده تا دعوای مطرح شده توسط خواهان، قابلیت استماع داشته باشد. در مقاله حاضر که توسط گروه وکلای عدالت سرا تحریر یافته است، سعی میگردد به تفصیل در خصوص نکات کلیدی در تنظیم دادخواست پرداخته شود.
مطلب مرتبط: دادخواست چیست و نحوه نوشتن آن چگونه است؟
نکات کلیدی در تنظیم دادخواست
همانگونه که در صدر مقاله اشاره گردید، شروع رسیدگی به دعوا در دادگاه حقوقی، نیازمند تقدیم دادخواست میباشد (وفق ماده 48 قانون آیین دادرسی مدنی). دادخواست مهمترین برگ در هر پرونده حقوقی است و در واقع مهمترین سند دادخواهی خواهان دعوا میباشد. با ارائه و تنظیم دادخواست به دادگاه صالح، خواهان دعوا بهترین فرصت برای بیان واقعیتهای مرتبط با دعوا همراه با ارائه مدارک و مستندات را پیشروی خود دارد. خواهان دعوا میبایست دقت لازم را در تنظیم و نگارش دادخواست، علیالخصوص ستون خواسته را بنماید تا از ایرادات شکلی و ماهوی که خوانده دعوا میتواند به دادخواست او استناد نماید، جلوگیری کند. بنابر موارد قانونی موجود در قانون آیین دادرسی مدنی نکات کلیدی در تنظیم دادخواست عبارتاند از:
1) درج نام و نام خانوادگی و مشخصات دقیق خوانده وفق بند 2 ماده 51 قانون آیین دادرسی مدنی یکی از نکات کلیدی در تنظیم دادخواست میباشد. خواهان دعوا بدواً مکلف است که علاوه بر درج مشخصات دقیق خویش، نام و مشخصات دقیق طرف دعوای خود را نیز در دادخواست قید نماید تا امکان دعوت وی به دادرسی و ارائه دفاعیات برای او میسر گردد.
2) یکی از نکات کلیدی در تنظیم دادخواست، تعیین خواسته و بهای آن میباشد. از آنجایی محدوده رسیدگی دادگاه، معطوف به ستون خواسته دادخواست میباشد، فلذا خواهان دعوا میبایست با دقت لازم بر حسب ادعای خویش و همچنین مدارک و مستندات مربوطه، ستون خواسته دادخواست را تکمیل نماید. ذکر این نکته حائز اهمیت است که دادخواست زمانی میتواند حقانیت خواهان را بدرستی بیان نماید که به نحو صحیح و روشن، دربردارنده تمامی عناصر و ادله اثبات دعوا باشد. زمانی که برگه دادخواست به نحو صحیح و کامل نگارش یابد، به بهبود جریان دادرسی نیز کمک نموده و از اطاله دادرسی جلوگیری مینماید. یکی از دلایل مهم فراوانی دعوا در دادگاهها، عدم توجه کافی خواهان دعوا به مواردی از قبیل لزوم نفع خواهان، طرح صحیح خواسته، توجه ادعا به خوانده و … در زمان تنظیم دادخواست میباشد. تعجیل و عدم دقت کافی در طرح دادخواست، لطمه جدی را هم به خواهان و هم به دستگاه قضایی وارد مینماید. زمانی که تعیین خواسته به نحو صحیح انجام گیرد، دربردارنده آثاری اعم از تعیین و تشخیص مرجع صالح، مأخذ احتساب هزینه دادرسی، امکان یا عدم امکان تجدیدنظر خواهی و فرجامخواهی، مبنای محاسبه حقالوکاله وکیل، ابطال تمبر مالیاتی و ... میباشد.
مطلب مرتبط: شرایط اعتراض به بهای خواسته چیست؟
3) ذکر تعهدات و جهاتی که به موجب آنها، خواهان دعوا خود را مستحق در مطالبه و متعاقباً طرح دعوا میداند، یکی دیگر از نکات کلیدی در تنظیم دادخواست میباشد (وفق بند 4 ماده 51 قانون آیین دادرسی مدنی). منظور از تعهدات و جهاتی که دعوا را توجیه مینماید، عواملی میباشند که اجابت خواسته را مشخص مینمایند؛ به طور مثال زمانی که خواهان به عنوان موجر، دادخواستی را تحت عنوان تخلیه عین مستاجره مشمول قانون روابط موجر و مستاجر سال 1356 مطرح مینماید، میبایست مستند به هر یک از موارد مندرج در مواد 14 و 15 قانون فوقالاشاره، تعهدات و جهاتی که خود را مستحق در طرح دعوای تخلیه عین مستاجره میداند را در ستون خواسته درج نماید.
4) یکی دیگر از نکات کلیدی در تنظیم دادخواست آن است که خواهان دعوا میبایست مستند به بند 6 ماده 51 قانون آیین دادرسی مدنی، تمامی دلایل مُثبِتِ ادعای خویش مانند اسناد اعم از عادی یا رسمی، شهادت شهود و ... را ضمیمه دادخواست خویش نماید.
5) قانونگذار در ماده 49 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی بیان داشته است که دادخواست کتبی است و هم چنین در ماده 51 همان قانون عنوان شده است که دادخواست میبایست به زبان فارسی در روی برگهای چاپی مخصوص نوشته شود. اما با این وجود نوع شفاهی دادخواست نیز از سوی مقنن پیشبینی شده است. بدین نحو که در ماده 503 قانون فوقالاشعار عنوان شده است که: «هزینه دادخواست کتبی یا شفاهی اعم از دادخواست بدوی و اعتراض به …» با این وجود در رویه موجود قضایی علیرغم اشاره قانونگذار به دادخواست شفاهی، با توجه به لزوم ثبت دادخواست و ارسال نسخه دوم آن به خوانده، ارائه دادخواست شفاهی منتفی میباشد چراکه دفاتر خدمات قضایی جایگزین دفاتر دادگاه برای پذیرش دادخواست شدهاند و به دادخواست یا درخواست شفاهی ترتیب اثری داده نمیشود فلذا کتبی بودن دادخواست یکی دیگر از نکات کلیدی در تنظیم دادخواست میباشد.
بیشتر بخوانید: تفاوتهای میان دعاوی مالی و غیرمالی چیست؟
انواع دادخواست
یکی از انواع دادخواست، دادخواست اصلی است (دادخواستی که محتوای آن ادعا و خواسته ذینفع دعوا است.). فیالواقع دادخواستی که به دادگاه نخستین ارائه میشود، دادخواست اصلی است. همچنین دادخواست واخواهی، تجدیدنظر خواهی و دادخواست فرجامخواهی که از سوی ذینفع اقامه میشوند، دادخواست اصلی میباشند. اما نوع دیگر دادخواست، دادخواست طاری است که پیرو دادخواست اصلی اقامه میگردد. دادخواست طاری در اقسام ورود ثالث، جلب ثالث و دادخواست تقابل پیشبینی شده است. مطابق با دادخواست ورود ثالث، شخص ثالثی که در موضوع دادرسی اصحاب دعوای اصلی برای خود مستقلاً حقی قائل باشد و یا خود را در محق شدن یکی از طرفین ذینفع بداند، وارد دادرسی اصلی میشود و میبایست دادخواست خود را به دادگاهی که دعوای اصلی در آن جریان دارد، ارائه نماید (مستند به ماده 130 قانون آیین دادرسی مدنی). دادخواست تقابل، دادخواستی است که توسط خوانده دعوای اصلی در مقابل ادعای خواهان مطرح میگردد به شرطی که با دعوای اصلی دارای وحدت منشأ یا ارتباط کامل باشد. دادخواست جلب ثالث، توسط یکی از اصحاب دعوای اصلی مطرح میشود که حضور شخص ثالثی را در دادگاه خواستار میشود. نکته قابل ذکر این است که دعوای اضافی (دعوایی که توسط خواهان دعوا مطرح می شود) یا دادخواست اضافی جایگاهی در قانون آیین دادرسی مدنی ندارد چراکه قانونگذار در ماده 98 قانون مذکور به خواهان اختیار داده که تا پایان اولین جلسه دادرسی، خواسته خود را افزایش یا نحوه دعوا یا خواسته را تغییر دهد البته به شرطی که با دعوای طرح شده مرتبط و دارای یک منشأ باشد. فیالحال اگر خواسته اضافی واجد اوصاف مقرر در ماده 98 قانون آیین دادرسی مدنی نباشد، تحت عنوان دعوای اضافی قابل طرح نیست و خود یک دعوای مستقل است که دادخواست اصلی محسوب میشود.
امیدواریم مطالب برای شما مفید بوده باشد. لطفا مطالب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و با امتیاز دادن به مطالب، ما را در جهت بهبود و تولید هر چه بیشتر مطالب یاری فرمایید. همچنین می توانید نظرات یا سوالات خود را در بخش دیدگاه ها مطرح نمایید در اسرع وقت به سوالات شما پاسخ داده خواهد شد.
افزودن دیدگاه
دیدگاه کاربران