وصیت عهدی چیست؟ شرایط تحقق آن کدام است؟
وصیت عهدی
مهسا باقری | وکیل پایه یک دادگستری
مفهوم حقوقی وصیت عهدی
واژه وصیت از منظر لغوی به معنای توصیه و سفارش کردن میباشد. در اصطلاح علم حقوق، وصیت به عمل حقوقی اطلاق میگردد که تاثیر آن معلّق بر فوت انشاءکننده یا تنظیمکننده (موصی) است. به دلالت ماده 825 قانون مدنی، وصیت اعم است از وصیت تملیکی و وصیت عهدی. وصیت تملیکی به وصیتی اطلاق میشود که بر حسب آن، فردی عین یا منفعتی از مال خود را برای زمان بعد از فوت، به فرد دیگری بصورت مجانی تملیک مینماید.(وفق ماده 826 قانون مدنی)، لکن وصیت عهدی به وصیتی میگویند که فرد در مقام تنظیمکننده وصیت، شخص یا اشخاصی را برای انجام امر یا تصرفاتی مامور مینماید. وصیتکننده را «موصی»، به کسی که از وصیت استفاده نموده و در واقع وصیت به نفع وی شده است، «موصیله» و مورد وصیت را «موصیبه» میگویند. همچنین به کسی که میبایست به وصیت عمل نماید، «وصی» گفته میشود. لازم به توضیح است که وصیت عهدی یک ایقاع است چراکه به صِرف یک اراده (اراده موصی) محقق میشود و موضوع آن علاوه بر انجام عمل حقوقی میتواند انجام عمل مادی (مانند آموزش زبان و ...) نیز باشد. در مقاله حاضر که توسط گروه وکلای عدالت سرا تحریر یافته است، سعی میگردد به تفصیل در خصوص وصیت عهدی و شرایط تحقق آن پرداخته شود.
بیشتر بخوانید: نحوه طرح دعوای تایید یا تنفیذ وصیتنامه
شرایط تحقق وصیت عهدی
همانگونه که در صدر مقاله بیان گردید، وصیت عهدی آن قسم از وصیت میباشد که به موجب آن موصی (وصیتکننده) یک یا چند نفر را در مقام وصی تعیین نموده تا امر یا امور مورد نظر وی را انجام دهند. در ارتباط با شرایط تحقق وصیت عهدی میبایست بیان گردد که اولاً فردی که وصیت مینماید (موصی) میبایست دارای اهلیت کامل (بلوغ، عقل، اختیار و ...) باشد و بر اموال خود تسلط کامل داشته باشد مگر در وصیت بر امور غیرمالی مانند تشریفات غسل و کفن و دفن موصی در مکان خاص که وصیت سفیه معتبر است. به بیانی دیگر موصی میبایست نسبت به مورد وصیت، جایز التصرف بوده باشد (مستند به ماده 835 قانون مدنی)؛ منظور از جواز تصرف، لزوم داشتن اهلیت تمتع و اهلیت استیفا میباشد.
اهلیت تمتع (تملک یا استحقاق) به معنی اهلیت داراشدن حق است. بدین معنی که هر شخصی میتواند حقی را دارا باشد، مالک باشد و حق انتفاع داشته باشد. تمامی انسانها با زنده متولد شدن میتوانند دارای حق شوند لذا اهلیت تمتع انسانها با زنده متولد شدن آغاز میگردد، حتی جنین نیز با زنده متولد شدن اهلیت تمتع دارد. همچنین اهلیت استیفاء (تصرف) یعنی قدرت بر اعمال، اجرا و استفاده از حق.
ثانیاً تعیین وصی، شرط صحت وصیت عهدی نمیباشد فلذا وصیت عهدی حتی بدون تعیین وصی هم صحیح خواهد بود.
ثالثاً آنجایی که وصیت عهدی، ایقاع است فلذا در این نوع از وصیت، قبول وصی (کسی که میبایست مورد وصیت را انجام دهد) شرط نیست این امر بدان معنا است که چنانچه موصی (وصیتکننده) انجام موردی را توسط وصی برای زمان بعد از فوت خود وصیت نماید، قبول وصی لازم نیست حتی اگر نسبت به وصیت جاهل باشد. اما اگر در زمان زنده بودن موصی، وصی نسبت به وصیت آگاهی پیدا کند، میتواند آن وصیت را قبول نکند که به اصطلاح به آن «رد وصیت» میگویند. اگر وصی در زمان حیات موصی، وصیت را رد نکند، بعد از فوت او حقّ رد وصیت را نخواهد داشت. (مستند به ماده 834 قانون مدنی)
رابعاً موصی این اختیار را دارد که حسب ماده 838 قانون مدنی، از وصیت خویش به نحو صریح یا ضمنی رجوع نماید. نکته حائز اهمیت آن است که رجوع از وصیت، مستلزم انجام تشریفات خاصی نبوده و صرفاً میبایست به نحو صریح یا ضمنی ابراز گردد. رجوع ضمنی از وصیت عهدی زمانی مصداق خواهد داشت که موصی وصیت دومی را تنظیم نموده که کاملاً برخلاف وصیت عهدی اول وی باشد در اینصورت به شرح مندرج در ماده 839 قانون مدنی، وصیت دوم صحیح تلقی خواهد شد. نکته مهم و قابل توجه آن است که چنانچه وصیت عهدی تنظیم شده توسط موصی، بصورت خودنوشت (وصیتی که با دستخط موصی نوشته شده و دارای امضاء و تاریخ میباشد) یا سری (وصیتی که به امضای موصی رسیده اعم از آنکه به دستخط او بوده یا نبوده باشد و در اداره ثبت به امانت گذارده شود، وفق ماده 279 قانون امور حسبی) بوده باشد، پاره کردن آن توسط موصی، نشانه رجوع از وصیت خواهد بود لکن در مورد وصیتنامه رسمی، باقی ماندن وصیت در دفتر اسناد رسمی، نشانه بقای وصیتنامه خواهد بود مگر آنکه خلاف آن به طریقی ثابت گردد.
بیشتر بخوانید: نحوه درخواست اخراج ثلث از ترکه
نکات مهم در خصوص وصیت عهدی
1) تا زمانی که موصی زنده است، وصی میتواند وصایت را رد کند ولو آنکه قبلاً آن را قبول کرده باشد. شایان ذکر است که چنانچه وصی به دلیل قوه قاهره نتواند به وصایت عمل نماید، منعزل خواهد شد و مسئولیتی ندارد اما امکان استعفا برای وصی وجود ندارد، هر چند به استناد مشقت و ضرر باشد.
2) اهلیت موصی در زمان تنظیم وصیت، لازم و ضروری است فلذا نیازی به باقی ماندن اهلیت وی تا زمان مرگ نمیباشد؛ بطور مثال اگر موصی پس از انعقاد وصیت عهدی، دچار جنون شود، جنون وی تاثیری در وصیت عهدی منعقده نخواهد داشت.
3) شخصی که مکلف است مورد وصیت را انجام دهد (وصی)، میبایست بالغ (دختر 9 سال تمام قمری و پسر 15 سال تمام قمری)، عاقل و رشید (کسی که در معاملات نفع عقلایی را درک نماید و عقل معاش داشته باشد) باشد. بنابراین افراد مجنون و سفیه را به تنهایی نمیتوان بعنوان وصی تعیین نمود. مطابق با ماده 856 قانون مدنی، میتوان یک صغیر را به همراه یک کبیر بعنوان وصی انتخاب کرد اما انجام امور تا زمان بلوغ صغیر بر عهده کبیر خواهد بود. همچنین در مورد سفیه و مجنون، قانون مقرر میدارد که این افراد را نیز میتوان به همراه یک کبیر بعنوان وصی قرار داد و تا زمانی که مجنون، عاقل و سفیه، رشید نشده باشند، میبایست به همراه کبیر بعنوان وصی امور را انجام دهند.
حال چنانچه وصی بیمار شود و یا به هر علتی مانند بیماری بطور موقت نتواند وصیت را اجرا کند، از سمت خود برکنار نمیشود زیرا توانایی جسمی شرط صحت وصایت نیست بلکه شرط اجرای آن است. در اینصورت دادگاه فردی را به عنوان «امین» انتخاب نموده تا بطور موقت امور مورد وصیت را حتیالمقدور با نظر وصی انجام داده و پس از برطرف شدن بیماری و یا مشکل، مجدد وصی آن امور را انجام خواهد داد در این حالت سمت امینِ ضم شده زایل میگردد.
4) عدالت شرط انجام وصیت نیست یعنی یک فرد غیرعادل را هم میتوان بعنوان وصی تعیین نمود و تنها چیزی که اهمیت دارد انجام مورد وصیت میباشد چراکه در قانون مدنی مادهای وجود ندارد که عدالت را شرط انجام وصیت قرار داده باشد. نکته مهم دیگر آنکه وصی قرار دادن یک کافر جهت انجام امور یک مسلمان باطل میباشد. برخلاف وکالت که انتخاب وکیل غیرمسلمان برای موکل مسلمان صحیح تلقی میگردد، موصی مسلمان نمیتواند برای امور مولیعلیه خود، وصی غیرمسلمان تعیین کند.
نکته قابل توجه این است که اگر موصی، صفت خاصی را در وصی شرط نموده باشد و وصی بعدها فاقد آن شود، وصی منعزل میگردد. تمامی شروط فوقالذکر میبایست در زمان فوت موصی در وصی وجود داشته باشند بنابراین اگر صفتی در زمان وصیت در وصی وجود نداشته باشد، اما در زمان فوت موصی آن صفت را دارا شود، آن وصیت صحیح میباشد.
5) مطابق با ماده 859 قانون مدنی، وصی مکلف است که مطابق با وصیت عمل نموده و در همه مراحل مصلحت موصی را رعایت نماید. بنابراین اگر وصی برخلاف وصیتنامه، عملی را انجام دهد و به اصطلاح خیانت در وصیت نماید، از سمت خود توسط حکم دادگاه صالح، منعزل میشود و فرد دیگری جایگزین او میگردد. قانونگذار دو ضمانت اجرا برای تکالیف وصی، مقرر کرده است: یکی لزوم جبران خسارت و دیگری زوال خود به خودی سمت وی.
6) تعیین نمودن وصی برای صغیر، در حیطه وظایف و اختیارات پدر و جدپدری و وصی منصوب از طرف آنها میباشد و افراد دیگری حتی مادر محجور، نمیتوانند برای وی وصی تعیین نمایند. (مستنبط از ماده 860 قانون مدنی)
7) در فرضی که وصیت عهدی منعقد شده و موصی فردی را بعنوان وصی برای انجام اموری پس از فوت خود قرار داده باشد و وصی در زمان حیات خود نتواند کلیه امور مشخص شده در وصیت عهدی را انجام داده و چند مورد انجام نشده باشد و اقدام به تعیین وصی دیگر نموده باشد، چنانچه موصی در وصیتنامه به وصی اجازه داده باشد، وی میتواند شخصی را به عنوان وصی برای انجام امور معوقه تعیین کند و الّا حتی در صورت سکوت از مفهوم مخالف ماده 1190 قانون مدنی، چنین حقی ندارد و وصایت او با مرگش خاتمه یافته است.
8) قانونگذار در ماده 855 قانون مدنی این اختیار را به موصی اعطاء نموده است که چند وصی را به نحو ترتیب تعیین نماید که در صورت فوت وصی اول، وصی دوم به وصیت عهدی عمل نماید و در صورت فوت وصی دوم، وصی سوم وصی باشد و ... همچنین به شرح ماده فوقالاشاره هر وصی تعیین گردیده در وصیت عهدی، در دوران خود به نحو مستقل عمل مینماید. این استقلال در عملکرد وصی میتواند بصورت طولی یا عرضی باشد. در استقلال بصورت عرضی، چند وصی بطور همزمان عهدهدار امور وصایت میباشند اما در استقلال به نحو طولی، هر وصی بعد از منقضی شدن سمت وصی سابق، به طور مستقل عهدهدار وصایت خواهد بود.
امیدواریم مطالب برای شما مفید بوده باشد. لطفا مطالب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و با امتیاز دادن به مطالب، ما را در جهت بهبود و تولید هر چه بیشتر مطالب یاری فرمایید. همچنین می توانید نظرات یا سوالات خود را در بخش دیدگاه ها مطرح نمایید در اسرع وقت به سوالات شما پاسخ داده خواهد شد.
افزودن دیدگاه
دیدگاه کاربران